ترامپ و ایران بر سر آنچه تازه امضا کردهاند به توافق نمیرسند
چارچوب ۶۰روزهای که در ورسای میان ترامپ و رئیسجمهور ایران امضا شد، قرار بود تنش را کاهش دهد و تنگه هرمز را دوباره باز نگه دارد، اما یک هفته بعد دو طرف حتی بر سر متن توافق همنظر نیستند. واشنگتن از کنترل کامل و امکان بازگشت به محاصره سخن میگوید، در حالیکه تهران آن را صرفاً یک خط ارتباطی برای جلوگیری از درگیری و بدون پذیرش حاکمیت آمریکا بر آبراه میداند.
تحلیل
این خبر در درجه نخست یک ریسک ژئوپلیتیک برای بازار انرژی و احساس ریسک جهانی ایجاد میکند. ابهام در اجرای توافق و اختلاف بر سر کنترل تنگه هرمز، احتمال بازگشت اختلال در عبور نفت و افزایش پریمیوم ریسک در قیمت نفت را بالا نگه میدارد؛ این موضوع بهطور غیرمستقیم انتظارات تورمی را تقویت کرده و میتواند بازدهی اوراق و مسیر سیاست پولی بانکهای مرکزی واردکننده انرژی را تحت فشار قرار دهد. از سوی دیگر، هرچند باز بودن نسبی هرمز فعلاً از شوک شدید عرضه جلوگیری میکند، اما بازارها معمولاً به «ابهام» بیش از «متن توافق» واکنش نشان میدهند؛ بنابراین در کوتاهمدت تقاضا برای داراییهای امن مانند دلار آمریکا و طلا میتواند حمایت شود، در حالیکه ارزهای حساس به رشد جهانی و واردات انرژی، بهویژه ارزهای کالایی و برخی ارزهای آسیایی/اروپایی، در معرض نوسان منفی قرار میگیرند. اختلاف بر سر منابع مسدودشده ایران نیز نشان میدهد ریسکهای مالی و تحریمی هنوز رفع نشده و این مسئله میتواند مانع عادیسازی تجارت و جریانهای ارزی شود. در مجموع، تا زمانی که سازوکار اجرایی روشن نشود، اثر غالب بازار از کانال ریسکگریزی، نفت بالاتر و فشار تورمی خفیف تا متوسط خواهد بود.
